محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4126

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« بلكه مرا به معرض تلف شدن بردى « كسانى را به اين كار خواندى « اما از انجام آن بيم كردند « اما من كسى بودم كه به معرض خطرها مىرفتم « و اطمينان داشتم كه اگر خدا حفظ نكند همراه عراك ، طعمهء درندگان يا پرندگانم « كه هلاك وى بر تو آسان بود « كه او را با نامه ها همراه كردى . « به روزگار عثمان و پيش از آن « ما به رسالت رفته‌ايم « و صاحبان شوكت و نو و كهن بوده‌ايم » گويد : عراك جزو فرستادگان بود ، وى پسر عموى جنيد بود . گويد : هشام به جنيد نوشت : « بيست هزار كس به كمك تو فرستادم : ده هزار كس از مردم بصره به سالارى عمرو بن مسلم و ده هزار كس از مردم كوفه به سالارى عبد الرحمان بن نعيم ، اسلحه نيز سى هزار نيزه و همين مقدار سپر . مقررى معين كن . مانعى نيست كه براى پانزده هزار كس مقررى معين كنى » گويد : به قولى ، جنيد فرستادگان را به نزد خالد بن عبد الله روانه كرد و خالد كسان پيش هشام فرستاد كه سورة بن حربا ياران خويش به شكار برون شده و تركان بر آنها هجوم برده‌اند . گويد : وقتى خبر كشته شدن سورة بن حربه هشام رسيد گفت : « انا لله و انا اليه راجعون ، كشته شدن سورة بن حر به خراسان و جراح به دربند . » گويد : آن روز نصر بن سيار كوششى به سزا كرد كه شمشيرش شكست و بند ركابش ببريد ، بندهاى ركاب را بر گرفت و با آن يكى را چندان بزد كه زخمدارش كرد . در